قهرمان ميرزا عين السلطنه

3499

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

يزدى ، حجة الاسلام صدر اصفهانى ديگران از علماى نجف اشرف و عتبات عاليات بسيارند . اگر هم اين دو آقا مقلد بسيار داشتند به واسطهء همين تلگرافات از اول مشروطه تاكنون و اين . . . سلب عقيدهء مقلدين را نموده بلكه آنها كه اين احكامات را راست يا دروغ براى پيشرفت كار خودشان منتشر مىدارند اصلا عقيده ندارند مذهب اسلام را دين رسمى خود و يك مسلكى دارند كه تعقيب مىكنند . ثانيا جهاد در ركاب امام و غيبت امام شرايطى دارد كه در تمام كتب فقه مبسوطا مندرج است ، ما هيچ جهاد مسلم با مسلم را نه شنيده و نه خوانده‌ايم . ايرانيها خيلى با عثمانيه ، تركستانيها و خودهاشان جنگ كرده‌اند كه طرفين مسلم بودند . لكن عنوان جهاد هرگز نبود . حالا مىخواهند يك كلاه شرعى هم سر اين محاربات غيرمشروع بىمعنى بگذارند . خيلى مزه دارد . ثالثا اگر فى الواقع جهاد فى سبيل اللّه و جهاد با كفار است پس چرا خودشان مقدمة الجيش اين مجاهدين واقع نمىشوند كه اجر دنيا و آخرت برده جزو مجاهدين بدر و احد محسوب شوند . دوردور نشسته و احكامات صادر مىكنند مثل پهلوانهاى بيرون گود ! رابعا اگر به نطق ، لايحه ، روزنامه ، انتباه‌نامه اعلان ، تلگراف مملكت‌دارى ممكن بود دولت آلمان آنقدر قشون نگاه نمىداشت ، دولت انگليس آنقدر كشتى نمىساخت . هر وقت يك نزاعى در داخله يا خارجه واقع مىشد چهارتا خطيب خطبه مىخواند ، پنج‌تا انتباه‌نامه منتشر مىكردند ، چهار كلمه هم روزنامه نصيحت نزاع بر طرف و اصلاح واقع مىشد . مملكت‌دارى علم مىخواهد ، پول و قشون منظم . از قديم هم كهنه‌پرست‌هاى ما گفته‌اند . به دو چيز گيرند مر مملكت را * يكى زعفرانى ، يكى پرنيانى يكى ، زر به نام ملك برنبشته * دگر آهن آب داده يمانى به شمشير بايد گرفتن مر او را * به دينار بستنش پاى ار توانى زنان الموت اندكى مهملات بنويسم . حسنى را براى اسمعيل عقد كردند . آشپز زنانه ديگر نيامد . همان اسمعيل طبخ مىكند . حسنى هم خدمت . اما اين دختر به اين بزرگى به قدرى بيكاره و خرفت است كه حساب ندارد . متصل هم لوله لامپا ، فنجان ، نعلبكى ، بشقاب و چيزهاى ديگر مىشكند . اينجا هم يافت نمىشود و يك ابتلاى بزرگى است . زينب برعكس است ، خوش‌خدمت ، و چابك و از صنايع و هنرهاى زنهاى الموت كه سابقا